X
تبلیغات
مرکز آموزشی ولایت شهرستان فریمان - اصول بازی درمانی در درمان مشکلات رفتاری کودکان

مرکز آموزشی ولایت شهرستان فریمان

دانش آموزان با نیازهای ویژه -ناشنوا و کم شنوا و کم بینا

اصول بازی درمانی در درمان مشکلات رفتاری کودکان

برای بازی درمانی ایجاد نخواهد شد.

· درمانگر باید به توسعه یک رابطه گرم و دوستانه با کودک بپردازد. این رابطه اهمیت شایان توجهی بر مؤثر بودن این روش خواهد شد. شاید درمانگر ناچار شود برای ایجاد چنین رابطه‌ای ویژگیهایی را در موقعیت بازی بپذیرد. همانطور که در شیوه‌های روان درمانی بزرگسالان ایجاد رابطه مفید بسیار ضروری و در واقع اساس کار است، در بازی درمانی کودکان نیز ایجاد چنین رابطه‌ای گام اول در شروع درمان است و بدون آن هیچ پیشرفت در کار درمان بوجود نخواهد آمد.

· درمانگر پذیرش بدون قید و شرط از کودک داشته باشد. به عبارتی کودک بدون در نظر گرفن ویژگیهای خوب و بدی که دارد یا کارهای خوب و بدی که دارد مورد پذیرش قرار بگیرد. عکس این حالت زمانی اتفاق می‌افتد که درمانگر والدین یا اطرافیان به کودک چنین می‌گویند. چون این کار بد را انجام دادی دیگر دوستت ندارم، گفتن چنین مطالبی به کودک یا ایجاد شرایطی که چنین پیغامی را به کودک برساند، در کودک احساس پذیرش بدون قید و شرط را خدشه‌دار می‌سازد. کودک لازم است احساس کند او را بدون در نظر گرفتن کارهایش دوست دارند، او موجود ارزشمندی است و اگر تنبیهی اتفاق می‌افتد کاری که توسط او انجام گرفته زشت بوده و نه شخصیت او. بر این اساس درمانگر تلاش گر در واقع از می‌کند در طول جریان بازی درمانی چنین احساسی را در کودک زنده کند.

· باید شرایط و موقعیتی حاکی از احساس آزادی برای کودک بوجود بیاید. بازی درمانگر این کار را با کنار گذاشتن روشهای محدود کننده سخت گیرانه انجام می‌دهد، تا کودک احساس آزادی کند. این آزادی ، آزادی در عمل و رفتار و همچنین آزادی در احساس را شامل می‌شود. بطوری که بتواند احساست خود را بدون احساس محدودیت ظاهر سازد. به عنوان یک مثال در یک جلسه بازی درمانی کودک چنین آزادی را احساس می‌کند که عروسک کوچکی را که نمادی از برادر کوچکتر است، مفصلا کتک بزند.

· درمانگر حضور فعال و عملکرد سریعی در جریان درمان دارد. بر حسب شرایط و موقعیتهایی که پیش می‌آید رفتارهایی که از کودک سر می‌زند به موقع وارد عمل می‌شود و با مداخله مثلا تفسیر احساسات و استفاده از رفتارهای جایگزین به کودک کمک می‌کند.

· درمانگر تواناییهای کودک را مهم و با اهمیت می‌شمارد و تلاش می‌کند و در فرصتهای مناسب از آنها برای حل مشکل استفاده کند. درمانگر برای این کار باید تلاش زیادی در جهت شناخت کودک و بویژه تواناییهای او انجام دهد و زیرکانه از این تواناییها به نفع کودک استفاده کند. به عبارتی به صورت فعالانه‌ای کودک را در جریان درمان شرکت می‌دهد و با تأکید بر مهارتهای او ، او را در جریان درمان بطور مسئولانه هدایت می‌کند.

· در شرایطی که در جریان بازی درمانی ایجاد می‌شود بیشترین نقش اولیه را کودک ایفا می‌کند. کودک شرایط بازی را می‌سازد و بازی درمانگر به عنوان هدایت کننده و تفسیر کننده روشهای او را پیگیری می‌کند. درمانگر هیچ نوع بازی و شرایطی را برای کودک القا نمی‌کند و کودک را آزاد می‌گذارد تا به بازی بپردازد و درمانگر آن هوشیارانه بازی او را مورد بررسی قرار می‌دهد و از آن برای درمان کودک استفاده می‌کند.

· درمانگر تلاش نمی‌کند که فرآیند درمان را سرعت ببخشد. بازی درمانی به صورت تدریجی ادامه و گسترش می‌یابد تا به نتیجه مورد نظر برسد.

در کنار آزادی و اختیار عمل که کودک در جریان بازی دریافت می‌دارد محدودیتهایی تنها با هدف نزدیک سازی درمان به دنیای واقعی اعمال می‌شود و توجه کودک را به مسئولیت خود و احساسات خود جلب می‌نماید. موقعیت مناسب برای بازی درمانی

بازی درمانی معمولا در کلینیکهای مشاوره و درمانی که مجهز به اتاق بازی کودک هستند، انجام می‌گیرد. در این اتاقها فضای مناسب و اسباب بازیهای مناسب برای بازی قرار داده می‌شود. اما در هر حال بازی درمانی را در هر مکانی که مجهز به یکسری وسایل مورد نیاز برای بازی باشد که رفتار عمل کودک را محدود ننماید، می‌توان انجام داد. این روش گاه در مهد کودکها و مدارس نیز ممکن است انجام شود.

کدام اختلالات با روش بازی درمانی می‌توانند درمان شوند؟

انواع اختلالاتی را که ریشه در احساسات و هیجانات کودک ، سازگاری او با محیط و ... دارند، می‌توان با این روش درمان کرد. افسردگی کودکان ، ترسهای کودکان ، مشکلات رفتاری که ریشه اضطرابی دارند شب ادراری ، ناخن جویدن ، دروغ گفتن ، پرخاشگری و ... را می‌توان با استفاده از این روش حل کرد· درمانگر باید به توسعه یک رابطه گرم و دوستانه با کودک بپردازد. این رابطه اهمیت شایان توجهی بر مؤثر بودن این روش خواهد شد. شاید درمانگر ناچار شود برای ایجاد چنین رابطه‌ای ویژگیهایی را در موقعیت بازی بپذیرد. همانطور که در شیوه‌های روان درمانی بزرگسالان ایجاد رابطه مفید بسیار ضروری و در واقع اساس کار است، در بازی درمانی کودکان نیز ایجاد چنین رابطه‌ای گام اول در شروع درمان است و بدون آن هیچ پیشرفت در کار درمان بوجود نخواهد آمد.

·

· بازي يكي از نيازهاي اساسي كودكان و مهم‌ترين و اساسي‌ترين فعاليت كودك به شمار مي‌رود كه در عين سرگرم كردن كودك كاركردهاي مهم ديگري را داراست كه هريك از اين كاركردها به جنبه‌اي از زندگي كودك مربوط مي‌شوند و او را براي ورود به زندگي بزرگسالي آماده مي‌سازند. از اين لحاظ شرايط بازي، آزادي كودك در بازي، اسباب‌بازيهاي مورد استفاده كودك و مدت زماني كه به بازي با كودك اختصاص داده مي‌شود، اهميت شايان توجهي دارد.‌



تعريف بازي‌

فعاليت، يكي از نيازهاي انسان و اساس رشد و تكامل است. كودكان در ضمن بازي به فعاليت‌هاي بدني، عقلي، و اجتماعي مي‌پردازند. بازي را چند نوع تعريف كرده‌اند. جرسيلد مي‌گويد: <بازي كودك يك كار جدي است> فرانك مي‌نويسد: <بازي، راهي است كه كودك آنچه را كه كسي نمي‌تواند به او بياموزد، باد بگيرد>.

بعضي نيز بازي را زندگي كودك دانسته‌اند. مي‌توان گفت: به طور كلي، بازي هر نوع فعاليتي است كه فرد براي لذت بردن انجام مي‌دهد اينكه به نتيجه نهايي آن توجه داشته باشد. در نظر كودك، فعاليت‌هاي آزاد، بازي شمرده مي‌شوند ولي آنچه بزرگسالان براي او تعيين و تكليف كنند از قبيل: تكاليف مدرسه و كمك به كارهاي خانكي، كار است.‌

فعاليت و رشد عمومي كاملاً به يكديگر بستگي دارند. بيشترين يادگيري كودك درباره خود و جهانش به وسيله بازي انجام مي‌گيرد. در ضمن انجام دادن كارهايي، مهارت‌هاي حركتي خود را رشد و گسترش مي‌دهد. در بازي با كودكان ديگر ياد مي‌گيرد كه مردم نسبت به فعاليت‌هاي خاص او چه نوع واكنش نشان مي‌دهند.كودكي كه از بازي مي‌گريزد، هرگز رشد سالم ندارد و از لحاظ رواني بيمار است و بايد فوراً به درمان او پرداخت. محروم ساختن كودك از بازي بيش از هر چيز او را ناراحت مي‌كند و چه بسا ممكن است موجب ناراحتي‌هاي عصبي شود. از روي فعاليت‌هاي كودك، مي‌توان به ميزان هوش و اطلاعات وي پي برد. خلاصه كودك به محيطي نيازمند است كه بتواند <خودش باشد>، جايي كه بتواند بدود، صدا كند، بالا برود، فرياد بكشد، بشكند و بسازد. همه اين اميال را بازي ارضا مي‌كند.‌

كودك در اثناي بازي كارهايي انجام مي‌دهد كه به كسب مهارت و افزايش مهم، منجر مي‌شود، چنانكه در يك سالگي صداهاي گوناگون درمي‌آورد. سپس اين صداها به صورت كلماتي درمي‌آيند كه در گفتگو به كار مي‌برد. همين كه بزرگ مي‌شود از انداختن توپ، بالا رفتن از پله، نردبان و درخت، و جست‌وخيز و حركت لذت مي‌برد و خوشحال مي‌شود. هنگام بازي است كه كودك با كمال آزادي، حواس خود را به كار مي‌اندازد و نيروي تفكر، ابداع، و اختراع خود را پرورش مي‌دهد. كودك به وسيله بازي،‌ تمام استعدادهاي خود را در چهار ميدان رفتار بشري بكار مي‌اندازد كه عبارتند از: جنبش و حركت، تطابق، زبان، و رفتار شخصي و اجتماعي. او بازوهاي خود را به جلو پرتاب و پاهايش را خم مي‌كند (جنبش)، چشمان خود را بر دست گره‌كرده‌اش مي‌دوزد (تطابق)، بغبغو و قدقد مي‌كند (زبان)، و مادرش را با صدا مي‌خواند (رفتار اجتماعي).‌

·

به عقيده پرفسور وودورث حتي تخيل كودك، نوعي بازي است و مي‌توان گفت:‌ بازي معمولاً - اگر دائمي هم نباشدشامل عامل تخيل و اختراع است.



اهميت بازي‌

با آنكه ميل به بازي در سنين بالا كم‌كم كاهش پيدا مي‌كند و كارهاي مهمي جاي آن را مي‌گيرد ولي به اعتقاد روان‌شناسان تا سالهاي پاياني عمر نيز تمايل به بازي در انسان وجود دارد، هرچند شكل و ظاهر و هدف بازي عوض شده باشد. امروزه ثابت شده است كه كودكاني كه به اندازه كافي و به درستي بازي نمي‌كنند، از رشد ذهني مناسب و رشد اجتماعي درست بي‌بهره‌اند.‌

ويليام استون مي‌نويسد: بازي غريزه‌اي براي رشد و نمو استعدادها و يا تمرين مقدماتي براي اعمال آتي است. <برونر> گفته است بازي يك كار جدي است، از طريق بازي فرصتهاي بسياري براي يادگيري به وجود مي‌آيد كه در اين ميان دو چيز اهميت بيشتري دارد، يكي حل مسئله و ديگري خلاقيت. اگر طفلي در اين مرحله بتواند از طريق بازي خود را سرگرم كند، به نوعي خودكفايي رسيده و باعث مي‌شود كه طفل اعتماد به نفس بيشتري پيدا كند.‌خداوند نخستين دوره رشد انسان را با بازي همراه كرده است. در اسلام توصيه اكيد به اين موضوع شده است كه كودكان را تا هفت سالگي آزاد بگذارند تا بازي كنند. امام صادق عليه‌السلام فرموده‌اند: بگذار فرزندت تا هفت سال به بازي بپردازد، در هفت سال دوم به او ادب بياموز و در هفت سال سوم مراقب او باش.

پيامبر اكرم(ص) بر كودكان عبور كرد كه مشغول خاكبازي بودند، بعضي از اصحاب آنان را از بازي نهي كردند، پيامبر(ص) فرمودند:

<بگذاريد بازي كنند، خاك چراگاه كودكان است.>

اسلام علاوه بر آنكه از واپس زدن اين تمايل در كودكان جلوگيري مي‌كند، توصيه مي‌نمايد كه پدران و مادران امكانات لازم براي بازي كودك را فراهم كنند و در هر موقعيت و مقام اجتماعي نيز كه هستند، وقتي را براي بازي با فرزندان خويش اختصاص دهند. از ديدگاه ويجيتناساكس، روان‌شناس بازي و بازي درمانگر معروف، بازي يكي از فعاليتها و اهداف مهم كودك در زندگي است. او نمي‌تواند از راه ديگري غير از بازي به كشف محيط پيرامون خود بپردازد. استعدادهاي خود و تواناييهايش را شناسايي كند و آنها را بكار بگيرد. كودك در حين بازي به تمرين زندگي بزرگسالي مي‌پردازد.

‌ارزش‌هاي بازي‌

با توجه به آن‌چه گفته شد، مي‌توان اهميت بازي را در رشد و تكامل كودك دريافت. ارزش و فايده بازي را براي كودكان مي‌توان چنين خلاصه كرد:‌

الف. ارزش بدني.

ب. ارزش ذهني.

ج. ارزش اجتماعي.
د. ارزش يادگيري.

ه. ارزش درماني.

و. ارزش تربيت اخلاقي‌

نكات تربيتي‌

‌ 1- هرگز مستقيما در بازي‌هاي كودك مداخله نكنند.‌

‌ 2- اسباب بازي‌هايي كه براي ايشان فراهم مي‌آورند بايد:

الف - متحرك و قابل انتقال باشند.

ب - براي كودكان تازگي داشته باشند.

ج - طوري درست شده باشند كه كودك را در رشد و تكامل حواس، ادراك فاصله و اندازه و شكل و صدا كمك كند.‌

‌ 3- براي اين كه كودكان در فعاليت و كار كردن با اسباب‌بازي‌هاي خود آزاد باشند، بهتر است اسباب‌بازي‌هاي ارزان قيمت در اختيارشان گذاشته شود.

4- هرگز از خوردني‌ها - مخصوصاً آن‌هايي كه پوست يا پوشش ندارند مانند كشمش و خرما و... - به عنوان اسباب‌بازي استفاده نشود.

5 - در خريدن اسباب‌بازي به تمايلات و احتياجات كودكان توجه

براي طفل بايد آنگونه اسباب‌بازي تهيه شود كه موجب فعاليت بدني او گردد و او را به كار و تلاش ارزنده و سازنده تحريك كند، عضلات او را به كار اندازد وهوش و فكر او را بسازد. وسايل و اسباب بازي كودكان در همه سنين از يك نوع نمي‌تواند باشد. به تناسب رشد سني بايد اسباب بازيهاي مختلف و متنوع براي طفل تهيه شود و سعي شود اسباب‌بازيها بي‌خطر بوده و در صورت دستكاري موجب صدمه به طفل نشود. ارزان قيمت و ساده و سازنده باشد، اطلاعاتي از جهان خارج به كودك داده و امكان تغيير و تصرف در آن باشد.



فايده بازي كودك براي والدين‌

حداقل فايده براي بازي كودك اين است كه وسيله‌اي براي شناخت طفل و رفتار خود والدين است اما در جنبه شناخت طفل بايد يادآور شويم كه كودك در حين بازي ناخودآگاه شخصيت خود را بروز مي‌دهد و حتي بسياري از آنچه را كه قادر نيست بيان كند، عيان مي‌سازد.

از طريق بازي كودك مي‌توانيم زبان كودكان، افكار و عواطف آنها، طرز برخوردشان، تمايلات فردي و زندگي جمعي آنان را دريابيم و با آنها تفاهم كنيم، در جنبه شناخت والدين بايد بگوئيم كه كودك از طريق بازي با عروسك آنچه را كه از والدين ديده بروز مي‌دهد، با آن مدارا، مهرباني، پرخاش، دو روئي، حيله‌گري و.... مي‌كند و اين همه از آن باب است كه طفل مقلد ماهري است.‌



شركت در بازي‌هاي كودكان‌

ژان پياژه، روان‌شناس بزرگ كودك، معتقد است كه در فعاليتهاي خود جوش كودك بايد او را آزاد گذاشت. دخالت نامناسب و بي موقع در فعاليت‌هاي او استقلال و خودمختاري و فعاليت را از او سلب مي‌كند. او با اينهمه تاثير بزرگترها در بازي‌ كودك را بي‌اهميت نمي‌شمارد و به حضور مناسب بزرگترها در بازيهاي كودكان اشاره مي‌كند. شركت مناسب والدين در بازيهاي كودكان موجب مستحكم‌تر شدن رابطه والد و فرزندي مي شود و در عين حال موقعيت مناسبي پيش مي‌آيد كه والدين به تربيت كودك بپردازند و نكات تربيتي را در خلال بازي به او آموزش دهند. والدين تعيين‌كننده نوع و شيوه بازي كودك نيستند. بهتر است شرايط سالم براي بازي فراهم سازند و خود به عنوان همبازي شركت داشته باشند و اجازه بدهند كودك با قدرت خلاقيت خود بازي را اداره كند. در اين بازيها والدين نبايد خواست و اراده خود را به كودك تحميل كنند. بلكه بهتر است همپاي او و هم رديف او قرار بگيرند وبازي شادي را فراهم كنند.



‌ روشهاي پايان دادن به بازي كودكان‌

اكثر والدين بدون برنامه‌ريزي قبلي سعي مي‌كندد كودك خود را از بازي كردن باز دارند. دور كردن كودك از بازي كاري بس دشوار است چون كودك چنان در قالب و نقش خود در بازي فرو مي‌رود كه قادر نيست به دستور والدين قدم به جهان واقعيتها بگذارد. افكار، احساسات و تصورات او تماماً تحت تاثير موضوع بازي قرار مي‌گيرد. پس بايد ابتدا كودك را براي خروج از عالم بازي آماده ساخت و سپس از او دعوت به ترك بازي كرد.

در مورد كودكان بزرگتر، مي‌توان به هنگام شروع بازي اعلام كرد كه مثلاً براي بازي كردن تا ساعت 12 فرصت داريد و ده دقيقه مانده به پايان بازي به كودك اعلام نماييد كه تا ده دقيقه ديگر بازي را به پايان برساند كه وقت ناهار است. با اين روش كودك قانع شده و نظر والدين را بهتر خواهد پذيرفت.

ولي در مورد كودكان خردسال، بهترين شيوه داخل شدن در جريان بازي كودك است. به عنوان مثال كودك چهار ساله‌اي با همسالان خود مشغول بازي است، مادر كودك كه شخصي آشنا و آگاه به مسائل تربيتي و روحيات كودك است، با يك نقشه ماهرانه، يك سطل حلبي را در دست مي‌گيرد و با قطعه چوبي شروع به كوبيدن كرده و مي‌گويد: اينجا كودكستان است و ساعت ناهار فرا رسيده است. طبق دستور مربي همه به سوي ناهار...

همچنين مي‌توان با استفاده از روش ايفاي رفتار نادرست، كودك را اصلاح نمود. مثلاً در مورد كودكي كه مشغول بازي است و وقت ناهار هميشه با تاخير سر سفره غذا حاضر مي‌شود و صدا زدن و ناراحتي در او تأثيري ندارد، والدين مي‌توانند با كودك صحبت نمايندكه هر كدام نقش ديگري را ايفا نمايند. در اين روش كودك نقش والدين را ايفا كرده و سر سفره غذا حاضر شده و از يكي از والدين كه نقش كودك را ايفا مي‌كند دعوت مي‌كند كه دست از بازي بكشد و سر سفره ناهار حاضر شود. بااستفاده از اين روش غيرمستقيم نتيجه بهتري مي‌‌توان گرفت و كودك مجاب مي‌شود كه در رفتارش تغيير ايجاد كند.‌

بازي درماني‌

بازي درماني يكي از روشهاي مؤثر در درمان مشكلات رفتاري و رواني كودكان است. به طور كلي بازي نقش مؤثري در رشد كودك دارد و در خلال بازي مي‌توان به بسياري از ويژگي‌هاي، مربوط به رشد كودك پي برد. بازيهاي كودكان مختلف است و نوع ويژگيهايي كه از خود ظاهر مي‌سازند تفاوتهايي با يكديگر دارند. هر چند نوع بازيها در گروههاي سني و بچه‌هاي يك گروه سني مشتركاتي دارد، اما نوع شركت كودك در بازي اهميت ويژه دارد. بازي درمانگر در واقع از موقعيت بازي براي ايجاد ارتباط با كودك استفاده مي‌كند و تلاش مي‌كند به تخليه هيجاني او و حل و فصل مشكلات او در زندگي عادي‌اش بپردازد. ويرجبينا واسلاين از بازي درمانگران مطرح در اين زمينه است.

‌ كدام اختلالات با روش بازي درماني مي‌توانند درمان شوند؟

انواع اختلالاتي را كه ريشه در احساسات و هيجانات كودك، سازگاري او با محيط و... دارند، مي‌توان با اين روش درمان كرد. افسردگي كودكان، ترسهاي كودكان، مشكلات رفتاري كه ريشه اضطرابي دارند، شب ادراري، ناخن جويدن، دروغ گفتن، پرخاشگري و... را مي‌توان با استفاده از اين روش حل كرد.



نتيجه‌

پيامبر اكرم مي‌فرمايند: هركس كه كودكي نزد اوست، بايد براي كودك شود
با توجه به اهميت و نقش سازنده‌اي كه بازي در رشد كودكان دارد و به اين اهميت و ضرورت از طرف متخصصان، صاحبنظران وبزرگان تاكيد فراوان شده است، توجه به آن لازم و ضروري مي‌نمايد. به‌طوري كه اوليا و مربيان در مسير تربيت كودك در بيشتر موارد مي‌توانند از بعدبازي وارد شده و تربيت مناسبي را روي كودك اعمال نمايند.

هنگام بازي است كه كودك با كمال آزادي، حواس خود را به كار مي‌اندازد و نيروي تفكر، ابداع و اختراع خود را پرورش مي‌دهد. كودك از راه‌ بازي، ارزش خود و توانايي‌هاي خود را ياد مي‌گيرد. كودك مي‌تواند احتياجات و اميال سركوفته خود را از راه بازي‌هاي گوناگون ارضا كندو نقشه‌هايي را براي حل مسأله خود طرح كند.

بازي يكي ازعوامل بسيار مهم براي تربيت اخلاقي كودك است. طفل حق و باطل و گناه و ثواب را در خانه و مدرسه ياد مي‌گيرد ولي اجراي مقررات اخلاقي در آن‌ها به اندازه بازي جدي نيست. بازي درماني يكي از روشهاي موثر در درمان مشكلات رفتاري و رواني كودكان است. بازي درمانگر در واقع از موقعيت بازي براي ايجاد ارتباط با كودك استفاده مي‌كند تا به تخليه هيجاني و حل و فصل مشكلات او در زندگي عادي‌اش بپردازد.‌

بازي درماني به دو شيوه اجرا مي شود الف : انفرادي ب : گروهي


باز درماني گروهي بيشتر براي بچه هايي كه مشكل ارتباطي و انزوا طلبي دارند، مفيد مي باشد. اين شيوه سبب افزايش همكاري و پذيرش قواعد و قوانين گروه

از سوي بچه ها و رعايت آن مي شود.

تعاریف بازی درمانی:

به روان درماني با كودكان ، بازي درماني گفته مي شود. كودكان از طريق بازي راحتتر از صحبت كردن مي توانند احساسات و تخيلات خود را بيان كنند.

بازي براي كودكان فعاليتي مهم است كه به رشد آنان كمك مي كند و به طور طبيعي درمان كننده نيز هست. بازي درماني يك فن تخصصي براي درمان

برخي از مشكلات دوران اوليه كودكي است كه از اصول روانكاوي منشا گرفته است. از بازي درماني در مراکز کاردرمانی نیز استفاده مي شود.


-بازي درماني، رويكرد فعالي است كه مي توان آن را به طور انفرادي و يا گروهي به كار برد، به گونه اي كه به كودكان و گاهي اوقات به نوجواناني كه در طي

درمان كلامي همكاري نمي كنند اجازه مي دهد تا به واسطه بازي، احساسات هوشيار و ناهوشيارشان را آشكار سازد.

برخ بازي را به عنوان مؤلفه اي از تحول شناختي و عقلاني مورد توجه قرار مي دهند. بعضی بازی را فرآيندي براي رهاسازي از استرس هاي مرتبط با رشد و بزرگ شدن مي دانند. از نظر برخی از صاحبنظران بازی بازتابي از فشارهاي فرهنگي است یا وسيله اي براي يادگيري مهارتهاي تازه.

 

حيطه های خدمات بازي درماني:

1. كودكان ADHD
2 - بچه ها با مشكل اضطرابي
3- ترس از ارتفاع، تاريكي و ...
4 - پرخاشگري 5 - لجبازي
6 - اختلالات عاطفي و مشكلات خانوادگي از جمله طلاق، مرگ يكي از والدين
7 - اتيسم
8 - نقص توجه

 

● تفاوت‌های رفتاری در بازی کودکان
یکی از راه‌هایی که می‌تواند تفاوت‌های رفتاری بین زن و مرد را توجیه کند، مشاهده این تفاوت‌ها در سازمان اجتماعی بازی‌هاست که الگوهای تعامل اجتماعی خاص را از طرف هر دو جنس می‌طلبد.
در مورد تفاوت‌ بازی‌ها در بین کودکان دبستانی، تحقیقی توسط لاور در سال ۱۹۷۲ صورت گرفت. او شش ویژگی در بازی کودکان را به شرح زیر مشاهده کرد.
۱) دخترها بیشتر از پسرها در محیط‌های سربسته و محیط خانه بازی می‌کنند.
۲) پسرها تمایل به بازی در گروه‌های بزرگ را دارند.
۳) گروه‌های بازی پسران را افرادی با سنین مختلف تشکیل می‌دهند. به عبارت دیگر دامنه سنی همبازی‌های پسران گسترده و وسیع است.
۴) دختران در بازی‌های پسرانه شرکت می‌کنند ولی عکس قضیه کمتر اتفاق می‌افتد.
۵) در بازی پسرها رقابت وجود دارد.
۶) بازی پسرها از نظر زمانی طولانی‌تر از بازی‌های دختران است.


● دنیای دخترها
دختران در گروه‌های کوچک بازی می‌کنند و اکثر مواقع بازی‌های دو نفره را ترجیح می‌دهند. اعضای گروه بازی هم سن هستند. بازی‌های آنها در مکان‌های سربسته و خصوصی مثل خانه صورت می‌گیرد. در مکانی که هم‌بازی‌ها باید دعوت به بازی شوند، بازی‌ها جنبه همکاری و تعاون دارد فعالیت‌های مربوط به بازی به هیچ وجه جنبه رقابتی ندارد و کسی به خاطر داشتن قدرت از دیگران متمایز نمی‌شود . تفاوت‌ها بر اثر نزدیکی و میزان دوستی است. در دوستی‌های آنها صمیمیت، برابری، تعهد دوجانبه و وفاداری به یکدیگر بسیار مهم است. دوست خوب جایگاه ویژه‌ای برای دختران دارد. رابطه دوستی با اعضاء یک گروه جنبه انحصاری دارد. یک عده از دختران فقط با یکدیگر دوست می‌باشند و صمیمیت دارند. هرم قدرت در دوستی دختران وجود ندارد و با یکدیگر بر اساس صمیمیت متحد می‌شوند و در مقام مخالفت با گروه دیگر درمی‌آیند.
ساخت روابط اجتماعی دختران تضادمند نیست، به این معنی که دوستان با یکدیگر برابر هستند و همه باید نسبت به یکدیگر سازگاری داشته باشند، ولی اگر این سازش و تساهل صورت نگرفت باید منتظر تضاد و کشمکش بود. دختران نمی‌توانند از قدرت اجتماعی خود برای حل مشکل و رفع تضاد استفاده کنند چون اصولاً چنین قدرتی وجود ندارد. تحقیقات نشان می‌دهد که دختران در این مواقع سعی نمی‌کنند تا مسأله را حل کنند و اکثر اوقات این دوستی‌ها به هم می‌خورد و جدایی پیش می‌آید. دختران یاد می‌گیرند که چگونه در شرایطی که همه با یکدیگر برابرند با به کارگیری زبان و گفتار از عهده حل مشکلات برآیند. اساساً دختران یاد می‌گیرند که با به کارگیری زبان این دو عمل را انجام دهند.
۱) خلق رابطه صمیمانه و برابر با یکدیگر
دوستی در بین دختران بیشتر بر اساس کلام صورت می‌گیرد. دختران یاد می‌گیرند که حامی دوست خود باشند. در ضمن قوانین مربوط به صحبت کردن و حقوق مربوط به آن را فرا می‌گیرند. این حقوق عبارت است از رعایت نوبت صحبت، اجازه صحبت دادن به دیگران، و قبول محتوای گفتاری دیگران که بر اساس آن روابط دوستی، صمیمیت و برابری شکل می‌گیرد. آنها همچنین یاد می‌گیرند که باید با یکدیگر تعاون و همکاری داشته باشند. به کارگیری کلماتی که در آن ضمایر و افعال همکاری نهفته است مانند «بچه‌ها بیابند» «ما باید»، «دخترها» نشانگر توان آنها در سازمان دادن کار گروهی است . همچنین دیده شده است که در گروه دختران اگر کسی پیشنهادی بدهند دختران دیگر آن را قبول می‌کنند. آنها می‌دانند که با تبادل اطلاعات و اسراسر می‌توانند روابط نزدیک خود را با دیگران حفظ کنند. تبادل افکار شخصی نه تنها بیانگر وجود رابطه صمیمانه بین دختران است بلکه جنبه ایجاد تعهد هم دارد. گزارشاتی مبنی بر رفتار دختران وجود دارد که می‌گوید:
«اکثر اوقات دختران وقت خود را به حرف زدن اختصاص می‌دهند و صحبت‌ها، انعکاس‌گر افکار درونی آنهاست. وفاداری یکی از ویژگی‌های عمده دوستی بین دختران ۱۲ تا ۱۴ ساله است، چون یک دوست محرم دورنی‌ترین اسرار یک دختر است. به این ترتیب یک دوست حامل خطرناک‌ترین اطلاعات شخصی راجع به دوست خود است و فاش شدن راز به منزله پایان دوستی است» (جنیش و دایسون ۱۹۸۴).
۲) انتقاد و تفسیر رفتارها و گفتارها
دختران گفتار و رفتار دختران دیگر را به نقد می‌کشند و مورد بحث قرار می‌دهند ولی انتقاد آنها اکثر اوقات همراه با گفتار و رفتار تعارض‌آمیز نیست. روابط آنها با یکدیگر بر اساس روابط رییس و مرئوس نیست چون پذیرفتن نقش ریاست باعث می‌شود تا رابطه برابری بین آنها مختل شود. دختران برخورد انتقادی با کسانی دارند که می‌خواهند در نقش رییس ظاهر شوند و نقش ریاست از نظر آنها فقط در هنگام مواجهه با خواهر و برادر کوچک‌تر است که کاربرد دارد. دختران یاد می‌گیرند که چگونه بدون آنکه نقش ریاست داشته باشند از عهده اداره کارها برآیند. به هنگام منازعات عادی، خواست‌ها و اعتراضات خود را از طرف جمع مطرح می‌کنند و به آنها جنبه شخصی و فردی نمی‌دهند (جیون ۱۹۸۳). بدجنسی هنگامی رخ می‌دهد که دختری بر علیه دختری بسیج شود و یا اینکه قصد پایان دادن رابطه را داشته باشد. کنار گذاشتن دیگری از جمع، یک رفتار عادی در بین دختران است و یاد می‌گیرند که چگونه دختران دیگر را از جمع کنار بگذارند و در ضمن طوری رفتار کنند که انگار این عمل بر اساس اراده و تصمیم جمع بوده و نه بر اساس هوی و هوس شخصی. معمولاً کنار گذاشتن کسی به بهانه عدم هماهنگی او با هنجارهای گروه قلمداد می‌شود. روابط اجتماعی دختران بر اساس تضاد و انتقاد ممکن است متزلزل شود. دختران منبع و منشاء انتقاد را پنهان می‌کنند و معمولاً انتقادها را از جانب فرد دیگر و یا شخص سومی مطرح می‌کنند.
دخترها بر اساس آنکه چه اطلاعاتی به آنها داده شده و اینکه چه اطلاعاتی از آنها دریغ شده درجه صمیمیت دیگران با خود را می‌سنجند. از آنجایی که معیار سنجش صمیمیت دختران منوط به درمیان گذاشتن اسراسر پنهانی. است، دختران با تفسیر این قضیه که محرم چه نوع اسراری هستند تشخیص می‌دهند درجه‌ی صمیمیت یک دوست با او در چه حدی است و آیا این صمیمیت واقعی است یا خیر. آنها باید بدانند که چه کسی را محرم راز خود کنند چه چیزی را به عنوان اسرار مطرح کنند و تا چه حدی با کسی پیش بروند. برای موفقیت اجتماعی، دانستن صحیح این روابط و قواعد بسیار ضروری است اگر نگوییم که راز بقا در اجتماع وابسته به این اصول است.

 



● دنیای پسرها
بازی پسرها در گروه‌های بزرگ‌تر و بر اساس هرم سلسله مراتبی انجام می‌گیرد. منزلت نسبی دراین هرم سلسله مراتبی همیشه متغیر، مهم‌ترین دستاورد پسرها در تعاملاتشان با یکدیگر است. پسرهایی که منزلت غالب در گروه را ندارند به ندرت ممکن است به بازی گرفته نشوند ولی، منزلت سخیف آنها در گروه به نحوی دیگر به آنها گوشزد می‌شود. از آنجایی که هرم سلسله مراتب بنابر شرایط و زمان همیشه در حال تغییر است، هر پسری این فرصت را دارد تا شانس خود را آزمایش کند و از این هرم صعود کند و یا در بعضی مواقع سقوط کرده و شکست را بپذیرد. در دنیای پسران گفتار دارای سه نقش اساسی است (ساکس و جفرسون ۱۹۷۴).
۱) استفاده از گفتار برای بیان موضع غالب در گروه
در اردوگاه پسران دیده شده که آنها با به کارگیری نحوه خاصی از گفتار قادر به نشان دادن تسلط خود در گروه هستند. این نوع گفتار را می‌توان در پنج دسته زیر معرفی کرد.
الف) دستور دادن به دیگران مثل «پاشو»، «اینو به من بده»، «تو برو اونجا» و غیره .
ب) دادن القاب مضحک به دیگران و مخاطب قراردادن دیگران با این القاب از قبیل «کله پوک»، «خنگه»، «خیکی» و غیره.
ج) تهدیدهای شفاهی و یا استفاده از جملاتی که نشانگر قدرت است مانند:
«اگه خفه نشی خودم خفه‌ات می‌کنم» و غیره .
د) تشبث و یا مقاومت در قبول دستور.
ه) نشان دادن اهمیت و سابقه در امری. مثلاً «دهنت بوی شیر می‌ده».
قابل توجه است که بدانیم قدرت پسرها در جمع در نحوه‌ی به کارگیری صحیح، و به جای مراتب مذکور است. هر چقدر مهارت در به کارگیری این اصول صحیح‌تر و مناسب‌تر باشد احتمال ریاست گروه و قلدری و گردن کشی که نهایت درجه ریاست است بیشتر می‌شود. به عبارت دیگر موفقیت اجتماعی پسران نه تنها بستگی به دانستن صرف این جملات و واژگان است بلکه وابسته به نحوه‌ی استفاده صحیح از آنهاست. پسران باید بدانند که در چه مواقعی از چه جمله‌ای استفاده کنند و در چه مواقعی ساکت باشند. یک رئیس موفق با به کارگیری گفتار مناسب رقبا را سرکوب می‌کند و با ضرب شصت نشان دادن به گروه حفظ موقعیت می‌کند و گاه گداری با تذکر موقعیت پست آنها، یادآوری می‌کند که رییس کیست. او از عتاب و خطاب بیهوده دوری می‌جوید و به این ترتیب احترام پسرانی را هم که قدرت او را ندارند جلب می‌کند.
۲) جلب و حفظ گروه با استفاده از واژگان صحیح در گفتار
دومین جنبه‌ی جامعه‌شناسی زبان در تعامل دوستانه در بین پسران، استفاده از واژگان برای حفظ و نگهداری و جلب هم‌گروهان است. قصه سرایی، لطیفه گویی و دیگر عملیات‌گفتاری جنبه‌هایی عادی در تعامل اجتماعی پسران است. قصه‌سرایی و یا تعریف یک داستان برای راوی داستان کاری است بسیار پرزحمت چون او باید در تمام مراحل قصه‌گویی، تحمل و کنترل اتفاقاتی را که در دوروبرش می‌افتد داشته باشد. این اتفاقات شامل مسخره بازی‌های بچه‌های دیگر، ادا و اصول درآوردن آنها، سؤالات جور وا جور که همراه با به مضحکه کشاندن وضعیت است می‌باشد. در این شرایط باید قبول کرد که به نتیجه رسانیدن داستان کاری است بسیار دشوار چون روای داستان بایدل بداند چگونه از پس این همه مزاحمت‌ها در بیاید و در ضمن شنوندگان خود را نیز از دست بدهند و حرف خود را نیز به انجام برساند. تعریف لطیفه نیز بسیار مشکل است چون ممکن است کسی نخندد و یا لطیفه را آن‌طور که باید و شاید تحول نگیرد ولی گوینده لطیفه باید یاد بگیرد که در خلال صحبت خود حال و هوای شنوندگان را نیز ارزیابی کند تا بر اساس آن لطیفه را به انجام رساند(ساکس ۱۹۷۴).
۳) تأکید بر موجودیت خود هنگامی که دیگران میدان دار گروه هستند
پسرها در تعاملات خود با دیگر پسران یاد می‌گیرند که چگونه به عنوان شنوندگان داستان و یا لطیفه عمل کنند. پسرها چه به عنوان شنوندگان و چه به عنوان راوی داستان باید یاد بگیرند تا بر عقاید خود پافشاری کنند و مهر تأکید بر گفته‌های خود بگذارند. به نظر می‌رسد که عکس‌العمل پسرها به داستان‌های دیگران توأم با چالش و اظهارات گوناگون است. این عکس‌العمل برای قطع سخن طرف گفت و گو و یا عرض کردن موضوع گفت و گو نیست، بلکه برای تأکید خود در جمع حضار و بر جسته کردن موقعیت خویش در جمع است
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1391ساعت 22:57  توسط احمد مددی   |